نمایشنامه صوتی جن‌گیر حرفه‌ای

عباسعلی، نگهبان یک مجتمع مسکونی، ادعا می کند که ورود غریبه‌ای را رصد کرده که پاهایش سُم داشته. این ماجرا ولوله‌ای در میان ساکنان ساختمان می‌اندازد و ماجراهای عجیب و غریب طنزآمیزی را سبب می شود. 

در همین زمان، آقای عبادی که از ساکنان همین مجتمع است، به دنبال یک سری ماجراهای عجیب و غریب و شگفت انگیز، در کمال حیرت متوجه می‌شود که پاهایش سُم درآورده است و از این قضیه به شدت دچار وحشت می‌شود. 
از طرفی، آقای مینایی، مدیر مجتمع، که از این حادثه سخت غافلگیر شده، با یک جن‌گیر معروف تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد به مجتمع بیاید و جنی را که باعث وحشت ساکنان ساختمان شده، شکار کند! 
جن‌گیر، که درواقع یک شارلتان حقه باز است، سعی می کند از آب گل‌آلود ماهی بگیرد و نرخ خود را بالا و بالاتر ببرد. 
در همین حین، عبادی پیش جن‌گیر می‌رود و به او می‌گوید او همان جنی است که دنبالش می‌گردند و به اشتباه به کالبد آقای عبادی رفته است! و چون درون آقای عبادی خیلی تاریک است، راه خروج را پیدا نمی‌کند و به همین دلیل از جن‌گیر می‌خواهد کمک کند تا از جسمآقای عبادی بیرون بیاید. 
جن‌گیر، در ابتدا حرف او را باور نمی‌کند اما وقتی متوجه پاهای سم‌دار او می‌شود، وحشت‌زده می‌شود و سعی می‌کند فرار کند. ولی جنی که در کالبد آقای عبادی است، راه او را می‌بندد و او را تهدید می‌کند که اگر نتواند او را از کالبد تاریک آقای عبادی بیرون بیاورد، زنگ می‌زند به یکی از جن‌های خطرناک و از او می‌خواهد که به آنجا بیاید و به کالبد جن‌گیر وارد شود و تا آخر عمر وبال گردنش شود. 
جن‌گیر وقتی می بیند که قضیه بسیار جدی است، هر حقه و فریبی که بلد است، به کار می‌برد و بالاخره با کمک و راهنمایی‌های خودِ جن موفق می‌شود که جن را از کالبد آقای عبادی بیرون بکشد. 
در همین موقع، عباسعلی (نگهبان ساختمان) چشمش به جن‌گیر می‌افتد و متوجه می‌شود که گوشهای جن‌گیر در حال دراز شدن است و در ضمن پاهایش هم سم درآورده است و با ترس و سروصدا و فریاد زیاد اتاق را ترک می‌کند. 
حالا جن‌گیر، کاملا در تسخیر جن واقع شده است و احساس می کند که جن در تمام وجودش رخنه کرده و حتی با دهان او حرف می زند، به همین خاطر سخت به وحشت و التماس و گریه و زاری می‌افتد. 
اما جن، از دهان خود جن‌گیر به او می‌گوید که مأمور است و معذور، و باید او را به سرزمین اجنه ببرد.... 

MON COEUR D
8
3578