کامنت‌ها که «راسته واقعا؟» چطور به خودشان اجازه می دادند از تصمیم تو برای زندگی ات،‌ وقتی خودت هیچ ننوشته ای و نگفته ای بپرسند؟ برای من که در این فضای مسموم خبرهای سینمایی نبوده ام تجربه عجیبی بود و عمیقاً دوست نداشتنی.یک شبه چند هزار نفر اضافه‌تر فالوت می‌کنند و لااقل من با این روحیه هیچ خوشحال نمیشم."

میترا ابراهیمی: این خبر هدایت شده بود

میترا ابراهیمی در ادامه گفت: "از فردای خبر صفحات فیک دست به کار می شوند،هدایت شده و تابلو! جهت فحاشی و تهمت.‌ در دایرکت من و کامنت های مربوط با من با منشن کردن و به پا کردن غوغایی که من وارد زندگی مردم شدم.‌ اون قدر که به خودم شک می کنم و چک می کنم و می بینم خانوم رهنما هم در مصاحبه هاشون گفته اند که در زندگی سابقشان خیانتی ندیده اند پس این موج که علاقه‌مند است من را خانه خراب کن معرفی کند چه قدر عجیب است! من در سی سالگی می شوم کودک،‌ البته مرسی که من این قدر خوب مانده‌ام ولی یک کم سی برای نوجوان هم زیاد است چه برسد به کودک!

میترا ابراهیمی: من به روانشناسی محکوم هستم

میترا ابراهیمی افزود: "بعد روانشناس بودنم محکوم است چون مثلاً ارتوپدها پاشون نمی شکنه، متخصصین ریه سیگار نمی کشن، هیچ متخصص سرطانی به سرطان‌ مبتلا نمی شود و هیچ روانشناسی عصبانی نمیشه چه برسه به ازدواج با فاصله سنی زیاد! یه مثلا همکاری هم از آب گل آلود ماهی گرفته بود که من درمان نشده ام و یکی هم خوب برایش نوشته بود یونگ هم حیف مرد واگرنه برای رابطه ی فلان مدلی اش باید می آمد پیش شما درمان!مقدس سازی و تعصب هم نمی دانم می دانید یا نه از کم سوادیست.تمام روانشناسی میگه :هیچ نسخه ی واحدی وجود نداره.کلیاتی هست اما وحی منزل‌ نیست.‌ بیاییم قول بدیم زرد نباشیم.‌ بیاییم بازیچه خبری که عمداً پخش شده نباشیم و هرچی به ذهنمان رسید ننویسیم و بدون شناخت با آبروی کسی بازی نکنیم.ما مردمی که زندگی خصوصی تری داریم نباید گول این رسانه های دروغگو را که معلوم نیست به چه قیمتی خودشون رو می فروشند،بخوریم.

ما مردم بیچاره ای هستیم در این شرایط اما بیچاره بودن را دوست داریم اگر به خبر ازدواج یک هنرمند ‌در‌ این رکود اقتصادی و خطر مرگ هر کداممان این همه واکنش نشون بدیم. اصلاً کرده یا نکرده! چه تأثیری در زندگی ما داره؟

میترا ابراهیمی: فعلاً صفحه دوم شناسنامه من سفید است

و اما جواب سوال متأسفانه مهم:خیر! فعلاً که صفحه دوم شناسنامه ی من سفیده.اون عکس ها هم که زحمت کشیدن پخش کردن هم عکس های اکران مستند کامی بود،فیلمی که به کمک تهیه کننده ای به غایت انسان و عزیز به ثمر رسید.من قول میدم هروقت تصمیم به ازدواج گرفتم از همه دوستان نگران اجازه بگیرم"