چهرههای تجسمی ۱۴۰۳؛ از پدر «گرافیک مقاومت» تا موزهای که میدرخشد!
در سالی که گذشت برخی از هنرمندان توانستند تأثیرگذار ظاهر شوند و تحولات مثبتی را برای «هنرهای تجسمی» رقم بزنند.

هنرهای تجسمی در ۳۶۶ روز سال ۱۴۰۳ به گونهای رقم خورد که در آن برخی هنرمندانی که در قهر یا دوری به سر میبردند، دوباره به میدان آمدند. البته این موضوع به آن معنا نیست که هنرهای تجسمی و هنرمندان فعال در آن، تا پیش از این، اثری خلق نکرده باشند چراکه قاطبه جامعه هنری نشان میدهد هنرمندی که اثری جدید خلق نکند یا در مسیر تولید و خلق پیش نرود، هنرمندی مؤثر نخواهد بود.
در سال ۱۴۰۳ با توجه به تغییر دولت و تحولاتی که در برخی رویدادها اتفاق افتاد، هنرهای تجسمی نیز دستخوش تحولی شد که برخی هنرمندان با آن همسو شدند و برخی دیگر، دوری گزیدند اما در هر حال، خوش بین هستیم که هنرهای تجسمی در سال ۱۴۰۳، وضعیت ثابتی نسبت به سال قبلش داشته است.
در ادامه، کارنامه چهرههایی را مرور کنیم که هر یک در حوزه فعالیت خود توانستند تأثیرگذار ظاهر شوند و بخشی از تحولات را برای «هنرهای تجسمی» یک سال گذشته رقم بزنند.
انتخاب مسعود نجابتی به عنوان چهره سال هنر انقلاب سال ۱۴۰۲، یکی از اتفاقات خوب دهمین دوره معرفی چهره هنر انقلاب بود که در فروردین ماه ۱۴۰۳ اتفاق افتاد، چراکه مسعود نجابتی هنرمندی است که طی سالهای اخیر فعالیتهای متعددی در راستای ترویج هنر انقلاب و مقاومت و آموزش نیروهای علاقهمند در این عرصه داشته است و به نوعی یکی از پرچمداران این عرصه در بخش ملی و بینالملل به حساب میآید.
همچنین، همزمان با مراسم تشییع پیکر شهید سیدحسن نصرالله در لبنان، مسعود نجابتی یادداشتی در اختیار خبرگزاری مهر قرار داد که در آن درباره طراحی سنگ مزار این شهید بزرگوار خبر داده بود. در بخشی از یادداشت نجابتی آمده است: «طرح اولیه سنگ مزار، تصویری از «کعبه» در ذهنها تداعی میکرد! هر طرحی که داده میشد، بیم آن بود که دستمایه تبلیغات دشمن شود. از طرفی میدانستیم دوستان لبنانی، ذائقهای مدرن دارند و نه سنتی! کلی «اتود» زدیم، اما رضایتمند نبود. انگار معماری میخواست ما را به چالش بکشد: «یا مدرنیته را فریاد بزن، یا سنت را! که یاد طرحی افتادم که سالها پیش برای گنبد مصلای تهران کشیده بودم؛ طرحی از «شهادت ثلاثه» با خطوط معقلی که پذیرفته نشد و به بایگانی رفت، اما امروز...
طرحها را متناسب با ابعاد سازه مزار تغییر دادم و روی دیوارههای مزار سید گستردم. با خود گفتم: «این طرح، قرار بود در تلفیق گنبد مصلی تهران باشد، اما تقدیر چنین شد که همنشین مزار سید عزیز شود در بیروت.»
مسعود نجابتی همچنین، در سومین رویداد بینالمللی کارتون، کاریکاتور و پوستر «هولوساید» که سال ۱۴۰۳ آغاز شد، یکی از داوران و از اعضای شورای سیاستگذاری رویداد بود.
«گرافیک مقاومت» مدیون نجابتی و عدهای اندک از فعالان این حوزه است. نجابتی فعالیتهای بسیاری در حوزه ملی و بینالملل در زمینه ارزشهای دینی، مقاومت و مبارزه با استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی در کارنامه دارد و به نوعی میتوان گفت معرفی او به عنوان «چهره هنر انقلاب» باید زودتر از امسال اتفاق میافتاد. نجابتی پس از دریافت تندیس «چهره سال هنر انقلاب» در سخنانی، شاخصه هنر انقلاب را عینیت بخشیدن به آرمانهای انقلاب دانست و تاکید کرد: مفهوم آزادی را که از معانی اصیل انقلاب است، به درستی تصویر نکردیم که باعث شد دشمن به مبتذلترین شکل از این کلمه استفاده کند و معادله بیبند و باری را برای آن لحاظ کند. مجسم کردن و عینیت بخشیدن به این واژههای مقدس ویژهترین بخش هنر انقلاب است.
مسعود نجابتی مدیر کانون «هنر شیعی» که در بزنگاهها، برای خلق آثار واکنش سریع و اثرگذار پیش قدم است، پیش از این، در آذر سال ۱۴۰۱ شعاری را خطاب به رژیم صهیونیستی روی دیوار مرزی سرزمینهای اشغال شده توسط این رژیم، در قالب نقاشی خط با این مضمون نوشت: «سَنُصَلّی فی القدس؛ در قدس نماز خواهیم خواند». آثار نجابتی اغلب با تأکید بر بهکارگیری خوشنویسی و نوشتار فارسی همراه هستند و این شعار نیز از همین ویژگیها برخوردار بود.
فروردین ماه سال ۱۴۰۲ بود که مسعود نجابتی، دیوار حایل بین جنوب لبنان و سرزمینهای اشغالی را نمایشگاه آثار هنرمندان جبهه مقاومت و دیوارنگاره «نصر من الله و فتح قریب» خواند و به همراه هنرمندانی از کشورهای فلسطین، الجزایر، سوریه، مصر و لبنان به نمایندگی از جبهه هنرمندان مقاومت در مرز سرزمینهای اشغالی حاضر شد و این دیوارنگاره را طراحی کرد. همزمان با عملیات «طوفان الاقصی» بود که نجابتی لوگویی با مضمون طوفان الاقصی طراحی کرد که به عنوان نماد این عملیات، بارها منتشر و استفاده شد.
همچنین، پس از حمله رژیم صهیونیستی به سفارت ایران در سوریه و شهادت تنی چند از نیروهای ایرانی از جمله شهید محمدرضا زاهدی، رویداد هنری «الثار قادم» (انتقام در راه است) با مشارکت مسعود نجابتی از ایران، عبدالعزیز دهر از عراق، ادیر جودار و بلیعد جعودان از الجزایر، علی جروان از فلسطین و محیالدین الحمصی از سوریه در اردوگاه یرموک و در میان آوارگان فلسطینی رقم خورد.
رضا مافی از هنرمندان خوشنویس و نقاشی خط است که در روز ابتدایی مهر ۱۳۶۱ و در پشت صحنه سریال «هزاردستان» با افتادن از روی اسب به کما رفت و سپس در ۴ مهر همان سال درگذشت و پیکر او نیز در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی دفن شد.
پس از ۴۱ سال، روز ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ نمایشگاه آثار رضا مافی در موزه هنرهای معاصر تهران با نمایش آثار خوشنویسی، نقاشیخط و سیاهمشق این هنرمند برگزار شد که نمایشگاهی هنری با محوریت فرهنگی و پژوهشی بود و با بررسی و نمایش آثار خلاقانه، لوازم و مجموعه شخصی و هنری هنرمند و از دید او برپا شد. این نمایشگاه پژوهشی در زمینه هنر و فرهنگ و در راستای حمایت از هنر خوشنویسی به عنوان میراث فرهنگی ناملموس ایران برگزار شد و فرصتی بود برای معرفی و درک بهتر از نوآوری و خلاقیتهای یک هنرمند تأثیرگذار و بررسی اثراتی که او در این حوزه به یادگار گذاشته است.
رضا مافی کسی است که خود را «خطاط نقاش» مینامید؛ درجه خوشنویسی او ممتاز بود و ابداعات و خلاقیتهایی داشت که از دنیای خط وارد نقاشی میشد یعنی خطاط نقاش بود و خودش را از این جهت، اولین کسی در ایران میدانست که اثر نقاشی خط دارد.
رضا مافی هنرمندی با درونی جوشان و نگاهی رو به آینده بود که به شخصیت هنری و آثار زنده یاد سهراب سپهری دلبستگی زیادی داشت. درون مایه کارهای نقاشی سهراب سپهری از هنر شرق دور متأثر بود و مافی به تعبیر نزدیکانش طرحها و تصویر عمده نقاشیهای سپهری را در حافظه بصری خود داشت و از نظر فکری و معنوی به اشعار او بسیار علاقهمند بود. حتی اوج این علاقهمندی را در نوار صوتی با قرائتی مملو از احساس اشعار سپهری که با زمینه موسیقی آرام تلفیق شده، نشان داده است. لذا نگاه آئینهسان مافی به اندیشه و تهرنگ نقاشی و شعر سپهری در آثارش تجلی دارد. این تجلی را میتوان در نمایشگاه رضا مافی شاهد بود. برخی از تابلوهای موفق مافی که بر اساس قالب سیاه مشق شکل گرفته گویی ترجمه خوشنویسانه تابلوهای «سلسله درختان» سهراب سپهری است که تنیدگی و در هم رفتن برشی از تنههای درختان جنگلی را ترسیم کرده و مافی در همان زمینه به بازی با حروف پرداخته که در نوع خود آثاری زیبا با ریتم دلنشین به وجود آورده است.
علی حاتمی کارگردان فقید سینما نیز ارادت بسیاری به رضا مافی داشت و خواست که این ارادت را در سریال «هزاردستان» به نمایش بگذارد. در این سریال، نقش رضا خوشنویس را جمشید مشایخی ایفا کرد اما دستان خوشنویسی که در سکانسهای این سریال دیده میشود، رضا مافی بود. تیتراژ ابتدایی این سریال نیز برگرفته از قطرات خون و مرکب خوشنویسی است که از خلاقیتهای خطاطی رضا مافی بوده است.
در سالی که گذشت، موزه هنرهای معاصر تهران نقش ویژهای در جریان اتفاقات و رویدادهای هنرهای تجسمی داشت، به همین دلیل میتوان موزه هنرهای معاصر تهران را به مثابه یک شخص در نظر گرفت. اگر این موزه را به عنوان یک شخصیت تصور کنیم، ویژگیهایی چون «شخصیت فرهنگی»، «حافظ میراث»، «تطابق با زمانه» و «فضای اجتماعی» را میتوان به آن نسبت داد که در سال ۱۴۰۳ این موزه توانست به مثابه یک شخص، تمام ویژگیهای مذکور را داشته باشد و نقشی اساسی در روند فعالیتهای تجسمی کشور ایفا کند.
موزه هنرهای معاصر تهران به عنوان یک شخص، درگیر در گفتگوهای هنری است و آثار مختلفی را نمایش میدهد که داستانها و مفاهیم عمیق فرهنگی و اجتماعی را منتقل میکنند. این موزه به طور مداوم با تغییرات و تحولات هنری و اجتماعی هماهنگ است و نمایشگاههای جدیدی را از دل گنجینه آثارش با موضوعات روز بهروز برپا کرد.
در سال ۱۴۰۳، چندین نمایشگاه شاخص برگزار شد که تأثیر بهسزایی در مباحث آموزشی و ترویجی تجسمی داشت که از آن جمله میتوان به «بر فراز دشت»، «نمایشگاه آثار رضا مافی»، «نقشی بر سنگ» شامل آثار هنرمندان داخلی و بینالمللی با موضوع فلسطین، «چشم در چشم»، «همسفر آفتاب»، «آثار مارکو گریگوریان» و «پیکاسو در تهران» اشاره کرد.
نمایشگاه «بر فراز دشت» متشکل از آثار منتخب هنرمندان ایرانی و خارجی از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران بود که از نیمه اسفند ۱۴۰۲ تا نیمه اردیبهشت ۱۴۰۳ برگزار شد. این نمایشگاه متشکل از ۷۰ اثر برجسته از نقاشان بزرگ خارجی و ایرانی گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران از جمله آثاری از کلود مونه، کامی پیسارو، ژان دافی، دیوید هاکنی، لودویک پیت، سهراب سپهری، ابوالقاسم سعیدی، پرویز کلانتری، جلال شباهنگی، حسین محجوبی، فریده لاشایی، میرعبدالرضا دریابیگی، محمود جوادیپور، ناصر عصار، علی آذرگین، محمد رادوند، داوود امدادیان، علی گلستانه، منوچهر نیازی، علی محمد حیدریان، رضا شهابی، محسن سهیلی، علی اکبر یاسمی و پروانه اعتمادی بود.
نمایشگاه «نقشی بر سنگ» شامل آثار هنرمندان ایرانی و بینالمللی با موضوع فلسطین ۱۹ تیر تا ۱۸ شهریور در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. در این نمایشگاه، بیش از ۱۰۰ اثر از آثار هنرمندان برجسته ایرانی، فلسطینی و بینالمللی از جمله حبیبالله صادقی، کاظم چلیپا، ایرج اسکندری، حسین خسروجردی، ناصر پلنگی، غلامعلی طاهری، مصطفی گودرزی، مرتضی اسدی، عبدالحمید قدیریان، احمد اسفندیاری، محمدعلی ترقیجاه، حبیبالله آیتاللهی، علی وزیریان، مصطفی ندرلو، سلیمان منصور، نبیل عنانی، مصطفی حلاج، مونا سعودی، کمال بلاطه، نوید نبعه، برهان کرکوتلی، عبدالمعطی ابوزید، عبدالرحمن المزین، حسین سعید، توفیق عبدالعال، ابراهیم هزیمه، محمد الشاعر، جمال افغانی، مارک ویریش، کلود لازار و … به نمایش گذاشته شد.
نمایشگاه پرترههای گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران با عنوان «چشم در چشم» که شامل منتخبی از آثار ایرانی و خارجی گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران بود، ۱۵ مهر ۱۴۰۳ افتتاح شد. این نمایشگاه که به پرتره در هنر مدرن و معاصر میپرداخت، با رویکردی پژوهشی سعی در کنکاش مضامین تصویری مرتبط با پرتره دارد. در نمایشگاه «چشم در چشم» بیش از ۱۲۰ اثر در قالبهایی چون نقاشی، مجسمه و عکس از هنرمندانی چون فرانسیس بی کن، لوترک، پیکاسو، ونسان ونگوگ، اندی وارهول، جیاکومتی، جیمز انسور، ادوارد مونه، جیم داین، رابرت راشنبرگ، فرنان لژه، خوان میرو، کمالالملک، بهمن محصص، مارکو گریگوریان، محمود جوادیپور، احمد اسفندیاری، ژازه تباتبایی، کامبیز درم بخش، غلامحسن نامی، مهدی سحابی، فرشید ملکی، کوروش گلناری و … ارائه شد.
مسعود کیمیایی به عنوان یک کارگردان و نویسنده سینما شناخته میشود و عمدتاً به دلیل آثارش در حوزه سینما مشهور است. او یکی از شخصیتهای تأثیرگذار تاریخ سینمای ایران است که با فیلمهایش به بررسی موضوعات اجتماعی و فرهنگی پرداخته است. مسعود کیمیایی در سال ۱۴۰۳، نمایشگاه نقاشی با عنوان «جسدهای جاندار» را در گالری ثالث برگزار کرد که مخالفان و موافقان بسیاری داشت. مخالفان او جمعی از هنرمندان نقاش بودند که ریشه مخالفتشان به ورود کیمیایی به دنیای نقاشی برمیگشت و موافقان او نیز همان طرفداران سینمای کیمیایی بودند.
جدای از این، اما نقاشیهای مسعود کیمیایی فارغ از اظهارنظرهایی که درباره آنها وجود داشت، دارای جنبههای بصری و هنری نقاشی نیز بود؛ همچنان که برخی از فیلمهای کیمیایی از نظر بصری و طراحی صحنه دارای زیباییهای خاصی هستند که میتوان آنها را به نوعی به نقاشی تشبیه کرد. او در آثارش از نمادها و نشانهها به طور مؤثری استفاده کرده که این امر گاهی به نوعی به تصویرسازی و نقاشی مرتبط میشود و کیمیایی همان تصاویر را روی بوم نیز آورد.
از دیگر ویژگیهای آثار کیمیایی میتوان توجه به جزئیات در طراحی و عناصر، سمبلها و نشانهها برای بیان مفاهیم عمیق و استفاده از نور و سایه پررنگ اشاره کرد که سبب میشود نقاشیهای او مفهومی و سوررئالیست باشد. با این حال که کیمیایی به عنوان «نقاش» شناخته نمیشود و تمرکز اصلی او روی سینما و داستانپردازی است اما میتوان گفت که وی توانسته از تئوریهای هنری و بصری نقاشی در کارهای خود بهرهبرداری کند.
یکی از هنرمندان پیشتاز در جریان «طوفان الاقصی» و اتفاقات بعد از آن در خلق آثار هنری، صابر شیخ رضایی است، هنرمندی که سال گذشته نیز او را به عنوان چهره هنر تجسمی معرفی کردیم و شاید تنها هنرمندی باشد که در ۲ سال متوالی در میان چهرههای تجسمی منتخب میشود. صابر شیخ رضایی در سال ۱۴۰۳ علاوه بر فعالیتهایش در «طوفانالاقصی»، نمایشگاهی بینالمللی از آثار گرافیکی و پوستر هنرمندان با عنوان «همچنان؛ طوفان» به راه انداخت که حتی در کشورهای منطقه نیز برگزار شد.
نمایشگاه آثار گرافیکی و مفهومی «همچنان؛ طوفان» متشکل از آثار ۸۰ هنرمند از پنج قاره و ۲۳ کشور جهان، در حوزه هنری آغاز به کار کرد. «همچنان؛ طوفان» میزبان آثار هنرمندانی از فلسطین، استرالیا، کانادا، کلمبیا، مصر، اسپانیا، آلمان، امارات متحده عربی، ایالات متحده آمریکا، لبنان، اندونزی، عراق، ایتالیا، اردن، کویت، لیبی، مالزی، هلند، نروژ، عمان، پاکستان، پرتغال، انگلستان، اروگوئه و یمن است. این جمع از هنرمندان بینالمللی که آثاری ویژه برای فلسطین ارائه کردند، کم نظیر بود، به ویژه اینکه این نمایشگاه در بغداد نیز برگزار شد.
شیخ رضایی، این نمایشگاه را دربرگیرنده موضوعاتی متنوع از هنرمندان ایران و جهان دانست که حتی برخی سرفصلها از نظر هنرمندان نکتهسنج ایرانی مغفول مانده است.
وی درباره این نمایشگاه گفت: آثار نمایشگاه با اولویت داشتن قابلیتهای برتر فرمی، فنی و محتوایی جمعآوری شدهاند ولی نخ تسبیح روایی اصلی و مشترک آثار همان خط روایت مسائل فلسطین و وقایع مرتبط با غزه و نیز زوایای محتوایی مؤثر بر داستان امروز غزه است از جمله رسوایی فرهنگ غرب و دوگانگی برخورد مجامع جهانی و حقوق بشری و ریشههای استعماری و باندهای تبهکاری سیاسی و نظامی در غرب آسیا و آثار تلخ قلدری مولود حرامزاده آن یعنی رژیم غاصب قدس در منطقه ما.
وی افزود: تبیین جدی مرز تفاوت قاتل و مقتول در جهان امروز، با شکستن حصر رسانههای بدنه و دروغ پرداز جهان غربی و حتی عربی میسر میشود. امیدوارم نمایش این آثار هنری که نگاه ویژه عاطفی و انسانی دارند در راستای آگاهی بخشی بتوانند بر محکومیتهای حقوقی و قانونی از جمله کشتار بیش از ۱۷ هزار کودک مؤثر باشند و جهت درست تاریخی بشر را برای آسیب دیدگان از دروغهای رسانهها، روشن کنند. «همچنان؛ طوفان» از این زاویه انتخاب شد که تاکید کنیم «طوفان الاقصی» که با یک رویکرد دفاعی، نظامی شروع شد توسط هنرمندان به زبان هنر و در حیطه جنگ نرم و وجدانیات پیش میرود و اینکه خواستم با این عنوان بگویم که انرژی و حرارت روز عملیات «طوفان الاقصی» همچنان ادامه دارد.
این هنرمند که آثار خاص بسیاری را در چند سال اخیر در قالب پوستر و طرح گرافیکی منتشر کرده است در یکی از طرحهایش به «حنظله» که نمادی از مبارزات فلسطینیها است، اشاره داشت اما این بار حنظله را با بدنی قوی و مشتی گره کرده و آماده برای مبارزه با رژیم جعلی تصویر کرد که بسیار وایرال شد و مورد توجه قرار گرفت. شیخ رضایی در زبان تصویری که خلق میکند، لهجه دارد؛ ظرافت قلم در تصویرسازی و استخدام تصاویر با اینکه تنوع تصویرسازی و شناخت تایپوگرافی دارد، قلمش را منحصر به فرد میکند.
دیدگاه