میراثسوزی در چهارشنبهسوری
چهارشنبهسوری امسال شاهد چند اتفاق تلخ بودیم که یکی از آنها تخریب میراث فرهنگی ایران با نارنجک دستی بود.

تخریب میراث فرهنگی کشورمان در چهارشنبهسوری شاید در نگاه اول جدای از اینکه بسیار ناراحتکننده است، تعجب برانگیز هم باشد. اما اگر دقیقتر مشاهده کنیم، متوجه میشویم چنین اتفاقی یکشبه رخ نداده است، بلکه بخشی از سیاستهای فرهنگی کشور در طول سالهای گذشته زمینهساز چنین اتفاقات ناراحتکننده و تأسفباری بوده است.
کسی که به چیزی علاقه داشته باشد درد آن را هم پیدا میکند، پس برای حفظ آن چیزی که دردمندش است، تلاش میکند. اگر یک مدیر دولتی یا نماینده مجلس درد احداث پتروشیمی در محیط زیست را داشته باشد برای انجام آن اقدام میکند. اگر کسی چهارشنبهسوری را معادل آتشپرستی بداند طبیعی است که درجهت آن چیزی که دردش را دارد، حرکت خواهد کرد. اگر یک نفر به ایدهای متکی باشد تلاش میکند که آن ایده گسترش پیدا کند و از بین نرود.
متاسفانه ایده حفظ محیط زیست، ایده توجه به میراث فرهنگی و ایده تقویت آیینها و رسوم ایرانی در سالهای اخیر کمرنگ شده و در حاشیه قرار گرفته است. البته این به حاشیهرفتنها نه از طرف اهالی فرهنگ و هنر، دانشگاهیان و مردم، بلکه از سوی اهالی ثروت و منزلت بوده است. یعنی کسانی که پست دولتی داشتهاند و از پول و امکانات مناسب و جایگاه سیاسی بالا برخوردار بوده و هستند.
با توجه به شرایط کشورمان، ضروری است که اهلیت ما نسبت به فرهنگ و سرزمینمان دوباره اصلاح شود. اهلیت به فرهنگ، حس تعلق ایجاد میکند و هویتمان را تقویت خواهد کرد. اگر هویتمان تضعیف شود تعلقمان به این سرزمین کاهش پیدا میکند. میراث فرهنگی مثل ریشه یک درخت است که آن را زنده نگه میدارد. باید ریشههایمان را دریابیم. باید درد میراث فرهنگی داشته باشیم که اگر اینطور باشد برای حفظ آن تلاش خواهیم کرد. باید درباره میراث فرهنگیمان بجوییم، بکاویم، بپرسیم و بدانیم تا دوباره اهلیت فرهنگیمان اصلاح شود. بدانیم که نسبتمان با تاریخ و فرهنگمان چیست؟ بفهمیم که سرچشمههایمان از کجاست و به چه سنتها و میراثی از سرزمینمان باید تکیه کنیم. اکنون زمان اصلاح اهلیتهای فرهنگیمان فرا رسیده است.
دیدگاه