نگاهی به جوکر؛ خندیدن یا نخندیدن، مسئله این است
برنامههای چون جوکرمخاطبان بسیاری دارند، از این نظر میتوانند سلیقه ساز باشند. اما سلیقهای که در این برنامه تولید میشود سلیقهای نازل و حتی در برخی صحنهها مبتذل است. با نگاهی به فصلهای مختلف جوکر، آشکار است که این برنامه استوار به رویکردی نهلیستی(پوچ گرایانه) و لذت طلبانه به زندگی است و سطح سلیقه مخاطب را تا سر حد ممکن به قهقرا میبرد.

مسابقه جوکر که با یک ایده تکراری در سطح جهانی آغاز به کار کرد و تا کنون شش فصل از آن از طریق فیلیمو نمایش داده شده، توانسته نظر مخاطبین را به خود جلب کند؛ بطوریکه دو قسمت اول آن رکورد تماشا را توسط بینندگان جابجا کرد. در هر قسمت ۸ نفر از هنرمندان طنز کشور حضور دارند که در مدت ۶ ساعتی که مسابقه برگزار میشود نباید بخندند. هر فرد بعد از دو بار خندیدن حذف شده و به آخرین نفر ۱۰۰ میلیون جایزه داده میشود. بخشی از جایزه بنا بر تمایل فرد برنده، برای امور خیریه اختصاص داده میشود. با این همه بسیاری از کارشناسان به این معتقدند که «جوکر» یک شوی تلویزیونی مبتذل است.
استفاده از هنرمندان در رئالیتی شو و مسابقات به دلیل اینکه مخاطب با زوایای دیگر شخصیت سلبریتیها آشنا میشود و از نزدیک شاهد رفتار، گفتار و در واقع درونیات و چهره دیگرِ آنهاست همیشه جذاب است. شاید اولین برنامهای که با این رویکرد در ایران ساخته شد شام ایرانی ساخته سعید ابوطالب بود که پس از آن برنامه مافیا را ساخت (که هر دو از نسخههای برون مرزی کپی برداری شدهاند). جوکر وجه دیگری از این سبک برنامه سازی است. سؤال اینجاست که برنامههای این چنینی تا چه اندازه در چارچوب فرهنگیِ ما جای میگیرند؟ برای مثال احترام بینافردی که در فرهنگ ما وجود دارد در هیچ یک از این برنامهها رعایت نمیشود. در این برنامه که حتی کرامت فردی هم حفظ نمیشود. به خاطر برنده شدن در مسابقه و به دست آوردن پول، شرکت کنندهها حاضرند با ظاهر یا افراد خانواده خود هم شوخی کنند و آنها را به چالش بکشند. این مدل رفتار که همه وامدار تفکرِ «هدف وسیله را توجیه میکند» هستند، در طولانی مدت اثر بسیار مخربی در جامعه میگذارد به طوری که جای ارزش و ضدارزش را عوض میکند.
اولین نکتهای که درمورد جوکر جلب توجه میکند، اعتراف به کپی برداری ایده این برنامه است که با توضیحات مفصل در ابتدای هر قسمت بیان میشود. بنظر میآید برنامه سازان در حال گذر از باور به ناآگاهی مخاطب هستند و برخلاف گذشته که بیننده را انسانی فاقد آگاهی میدانستند و اجازه کپی برداری از ایده تا طراحی صحنه یک برنامه را به خود میدادند، با اعترافات این چنینی، شأن مخاطب را به خوبی حفظ میکنند. گرچه که در برنامه دیگر علیخانی، عصر جدید، که کپی برداری مستقیم، از ایده تا اجرا، از برنامههای استعدادیابی غربی است، هیچگاه این اعتراف صورت نگرفت.
در این بین سِمت احسان علیخانی در ساخت برنامه جوکر سوال برانگیز است. در تیتراژ قسمت اول از او به عنوان مشاوره پروژه نام برده شد اما در پایان قسمت دوم عنوان کارگردان هنری برای او درج شد. از طرفی همه جا صحبت از این است که تیم سازنده جوکر در خدمت احسان علیخانی است و جوکر نیز برنامه اوست. جدا از اینهمه تناقض بین جوکر با دیگر آثاری که علیخانی در آن حضور داشته مانند ماه عسل، چیستی عدم شفافیت سِمت او خود سوال بزرگی است که جوابی برای آن وجود ندارد. سمت علیخانی در جوکر هرچه باشد جای تأسف دارد که چرا باید یک برنامه ساز موفق تلویزیونی که ساخت برنامههای مؤثر و ارزشی را در کارنامه خود دارد،به ساخت چنین برنامه سخیفی روی آرود؟
پنج فصل ابتدایی توسط یک برند لوازم خانگی حمایت شد ولی در فصل ششم دیجیکالا از این برنامه حمایت مالی میکند. فارغ از جایزهای که به برنده تعلق میگیرد، ظاهر برنامه بسیار پرخرج است. مبلمان و اکسسوری های موجود، مواد غذایی و وسایل پذیرایی که وجود دارد همه حکایت از بودجه فراوانی دارد که در اختیار سازنده برنامه است. تبلیغ فرهنگ تجمل گرایی آن هم در شرایط فعلی اقتصادی مردم ضربه دیگری است که جوکر به جامعه وارد میکند.
شاید تنها اتفاقات خوب این برنامه، دعوت از پیشکسوتان عرصه طنز کشور است. کسانی مانند مجید شاپوری، منوچهر آذری، اصغر سمسارزاده و ... که علاوه بر پیشکسوتی، نوستالژیِ حضورشان جذاب است گرچه همین افراد گاه برای برنده شدن به کارهایی روی میآورند که در شأن آنها نیست و با رفتن به سمت لودگی و جلف بازی خاطرات خوبشان در ذهن مخاطب را خدشهدار میکنند.
در قسمت ابتدایی با توضیحات سیامک انصاری، گرداننده مسابقه، تاکید شد که بدلیل طیف سنی گسترده مخاطبین، باید حد ادب در این برنامه نگه داشته شود اما پس از چند قسمت مخاطب نه تنها با بیادبی های مکرر مواجه است بلکه اشارات و کنایات اروتیک، جایگزینی به عمد کلمات هم آوا با ناسزاها و رقصهای مکرر شرکت کنندگان، فضای مناسبی به نمایش نمیگذارد. متأسفانه از بسیاری از شرکت کننده ها، بخاطر نبود استعداد در طنزپردازی، بیشتر مسخره بازی سرمیزند و اولین کار و راحت ترین آن برایشان، انجام حرکات موزون (بخوانید ناموزون) و ترانههای دم دستی و کوچه بازاریست.
فضا، گفتار و رفتار شرکت کنندهها بسیار متنوع و متغیر است به طوری که نمیتوان با خیال راحت آن را در کنار همه اعضای خانواده تماشا کرد و اجازه تماشای این برنامه را به نوجوانان داد.
موج خندیدن به هر بهانهای، با برنامه خندوانه به راه افتاد،برنامهای که با وجود عبور از بسیاری از خط قرمزهای رسانه ملی بازهم یک سری از چارچوبهای اخلاقی و عرفی را رعایت میکند. کسی مخالف خنده یا شادی نیست، ولی تبدیل خنده به یک ارزش ماهوی چیزی است که نه تنها راهگشا نیست بلکه در دین بسیار مذمت شده است. این همه بیدلیل خندیدن و دم غنیمتی فقط برای یک لحظه گذراست و آوردهای با خود ندارد. توقع نمیرود این برنامه در پی حل مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه باشد ولی بهانه قرار دادن این مسئله برای اثبات این که جامعه ناشاد است و باید شادش کنیم، دلیل خوبی برای این سطحی نگری نیست. این میزان هزینه و انرژی صرف بشود و سقف خواسته سازنده، یک لحظه خنده بی تفکر و گذرا باشد، بیشتر ضربه به فرهنگ و هنر است تا چیز دیگر. وظیفه اهالی هنر بالا بردن سطح فرهنگ جامعه است اما سالهاست که شاهد پایین آوردن این سطح بخصوص در عرصه طنز هستیم. خنده مخاطب میتواند به یک شوخی سخیف و اروتیک باشد، میتواند به یک طنز کلامی و ادبی باشد. اینکه مخاطب به کدام بخندد انتخاب برنامه ساز است که به مخاطب دسترسی به کدام وجه را بدهد.
برنامههای چون جوکرمخاطبان بسیاری دارند، از این نظر میتوانند سلیقه ساز باشند. اما سلیقهای که در این برنامه تولید میشود سلیقهای نازل و حتی در برخی صحنهها مبتذل است. با نگاهی به فصلهای مختلف جوکر، آشکار است که این برنامه استوار به رویکردی نهلیستی(پوچ گرایانه) و لذت طلبانه به زندگی است و سطح سلیقه مخاطب را تا سر حد ممکن به قهقرا میبرد.
البته که با توضیحات شرکت کنندههای فصل ششم پیرامون این که این هم کار «ما» است و هرکس برای گذران زندگی کار میکند و ما هم بازیگر طنزیم و کار ما خنداندن مخاطبین است، اینطور به نظر میآید که دلیلی فراتر از خنداندن مردم در کار باشد. شاید همانطور که مهران غفوریان در فصل پنجم گفت که: «اگه پای پول وسط باشه من همه کاری میکنم» نقطه عطف همه چیز پول است و بس.
دیدگاه