آقای داریوش فرهنگ نگران حال مردمی؟ پس گاندو چی بود؟
چندی پیش مراسمی برای بزرگداشت «داریوش فرهنگ» به همت کانون کارگردانان سینمای ایران و با حضور چهرههای مطرح سینمای ایران برگزار شد، صحبتهای او در این مراسم با واکنش بسیاری همراه شد.

داریوش فرهنگ گفت: من مدتی است احوال خوشی ندارم. آرامش ندارم و در یک کلام خوشحال نیستم، چون هم وطن من خوشحال نیست. میخواستم در این موارد بیشتر حرف بزنم، اما اواخر جلسه است و باید خوشحالی خودم را از لطف کانون کارگردانان، مهمانان، موزه سینما و فیلمخانه اعلام کنم. وی افزود: با وجود این بحرانها و لبخندهای فراموش شده مردم، نمیتوانم خوشحال باشم. امیدوارم هرچه زودتر کرونا ریشه کن شده و کسب و کارها رونق گرفته و بار دیگر چشمان بی فروغ پرفروغ شود.
بسیاری از مخاطبان صحبتهای او را به خاطر اینکه در سریال گاندو بازی کرده است نپذیرفته. در ابتدا یادداشت مهرداد خدیر چندی پیش در عصر ایران نوشته برای شما آوردهایم که به بازی او در گاندو انتقاد کرده و سپس واکنشهای به صحبتهای او در این مراسم. خدیر نوشت: این یادداشت تنها به قصد پرسشی است از بازیگر و کارگردان کهنهکار- آقای داریوش فرهنگ –که در این مجموعه ایفای نقش میکند.
هنرمندی که بیش از ۳۰ سال قبل و در فضای دهۀ ۶۰ خورشیدی سریال «سلطان و شبان» را کارگردانی و در حافظۀ جمعی مردم ثبت کرده، کسی که تئاتر خوانده و با گروه تئاتری «پیاده» وارد کار هنری شده، مردی که سالها با «سوسن تسلیمی» زیر یک سقف زندگی کرده، مورد اعتماد «بهرام بیضایی» بوده و در «شاید وقتی دیگر» او بازی و با «واروژ کریم مسیحی» کار کرده و در «هزار دستان» علی حاتمی حضور داشته با دیگر بازیگران گاندو متفاوت است یعنی باید باشد و از این رو با او کار داریم نه با دیگران.
اهداف و مقاصد سازندگان و پخشکنندگان و حامیان، البته واضح و اظهرمنالشمس است. سالهاست که دو تفکر مقابل هم قرار دارند: یکی در پی گشودن دریچههای تعامل در عین حفظ منافع ملی است و دیگری به تعامل با دنیا خوشبین نیست و هر گونه مذاکره و تفاهم را نفی میکند و تنها وقتی حاضر به گفتگو میشود که «بقا» در مخاطره باشد و دوست هم ندارد از تجاربی، چون پایان گروگانگیری ۴۴۴ روزه آمریکاییها به رغم شعار محاکمۀ آنها، قبول قطعنامۀ ۵۹۸ پس از ۸ سال جنگ و اصرار بر ادامه جنگ تا سقوط حزب بعث و توافق وین در سال ۱۳۹۴ درس بگیرد و همچنان بر همان طبلها میکوبد و دوست دارد به مخاطب این گونه القا کند که رفتن دونالد ترامپ هم نباید ما را به رفع تحریمها و مراوده با جهان خوشبین کند و سرنوشت ما همین است و هیچیک از مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی به انزوا و تقابل ربطی ندارد و اگر آن نگاه، قدرت اجرایی را در دست بگیرد همۀ مشکلات حل میشود. حالا بدون فروش نفت و تبادلات بانکی پول از کجا میآید هم لابد سؤال مهمی نیست.
به گواه پیشینه فکری و هنری میتوان گفت «داریوش فرهنگ» از جنس همان نگاه اول است، ولی به رغم آن که میدانیم هیچ تعلق ایدیولوژیکی به داستان گاندو ندارد بازی در آن را میپذیرد و این نوشته در بیان همین شگفتی است وگرنه با بقیه چه کار داریم.شاید گفته شود مگر منحصر به اوست و مثلا امین حیایی هم در فلان فیلم بازی نکرد یا برخی دیگر؟ "گاندو ۲"، اما یک پروژۀ کاملا مشخص است و بعید است آقای داریوش فرهنگ نداند داستان چیست، اما در آن بازی میکند.
پس دو فرض محتمل است: یکی این که مانند مرحوم حسین قندی استاد فقید روزنامهنگاری بگوید «ما مرده شوریم، کار خودمان را میکنیم و به زندگی میت کار نداریم». با این توجیه که روزنامهنگار تنها روایت میکند و قضاوت با خواننده است. اصل حرف و «روزنامهنگاری بماهو روزنامهنگاری» درست است، اما آیا روایت به قصد روایت است یا برای کشف حقیقت؟ به هر حال در ارایۀ خدمات به مخاطب به شعور و سلیقه و انتخاب و ترجیح او باید احترام گذاشت.
با فرض اول و در توجیه یا دفاع باید بگوید بازیگر، مسؤول خط و ربط سناریو و برداشت بیننده نیست. مردهشور (مردهشوی) است. اما بعید است چنین حرفی بزند. چون در این صورت چند دهه اعتبار خود و سختگیری در انتخاب نقش و پارهای اظهارنظرهای روشنفکرانه را زیر سؤال میبرد. فرض دوم این است که زندگی چنان پرخرج و برای برخی چنان پرهزینهتر شده که اساسا به جنبههای دیگر نیندیشیدهاند. هزینههای عمومی بالا رفته چه رسد به کسانی که بخواهند خاصتر و مرفهتر هم زندگی کنند.
با این نگاه هم دستکم گزینههایی که نیروهای داخل را متهم نمیکنند و نقشآفرینی در فیلمهای امنیتی علیه «داعش» اخلاقیتر نیست؟ وقتی ظریف میگوید گاندو از اول تا آخر، دروغ است، یعنی این یکی از جنس آنها نیست. بله، میدانیم خود آقای ظریف هم به اقتضای مسؤولیت، هر راست را نمیگوید، ولی به منفعت ملی و خیر عمومی میاندیشد. خود سینما هم اساسا راست نیست و در واقع دروغ شیرینی است و حتی فیلم مستند از زاویۀ نگاه کارگردان ساخته میشود، اما دروغ یا تصنعی نیست یا نباید باشد که به روح و روان مخاطب چنگ بزند و خیر عمومی و صلح را به مخاطره اندازد. کاش داریوش فرهنگ، یک بار دیگر سریال «سلطان و شبان» ساختۀ داریوش فرهنگ را تماشا کند.
پژمان موسوی نوشت: از اون موقع که با افتخار در گاندو نقشآفرینی کردین و اون دیالوگها و نقشها رو بازی میکردین، در این خوشحال نبودنِ هموطنانتون سهیم هستین.
عبدالرضا داوری نوشت: باید نگاهمان به هنر را حرفهای کنیم. مگر کسی که نقش شمر و یزید و معاویه را بازی میکند به این معناست که به مشی آنان باور دارد؟ نقش بازی کرده و در ازایش پول کرفته و تمام. دقت کنید، نقش بازی کرده فقط. این نقش را او هم بازی نمیکرد، دیگری بازی میکرد. اگر انتقادی هم هست باید متوجه سیاستگزاران و تولیدکنندگان این سریالها شود نه بازیگرانش. بجای توجه به «من قال» به «ما قال» بپردازیم. بنده خدا جناب داریوش فرهنگ که حرف بدی نزده!
دیگری نوشت: خیلی از بازیگرها هستند که بعد از خوندن فیلمنامه نقش رو قبول نمیکنند به علل مختلف حتی اگه بیکار بمونه. کسی که داره با مردم همدردی میکنه نباید نقش رو میگرفت.
کاربری نوشت: دایوش فرهنگ: خوشحال نیستم، چون هموطن من خوشحال نیست؟! شما اول بگو واسه بازی کردن در گاندو و بیان دیالوگهایی، چون مسخره کردن رییسجمهور منتخب مردم چقدر به جیب زدی؟ بعد با هموطن خودت اعلام همدردی کن
دیگری نوشت: ازسلطان وشبان .. تاگاندو! داستان نزول شان وشخصیت هنروهنرمند. متاسفم داریوش فرهنگ!
سلام
هنر میخواهد نوشتن این همه متن ، من این همه راست نوشتن را بلد نیستم شما چه طور این همه راست و دروغ میگویید
انصافا هنر میخواهد همان راهی که خودتان میخواهید را تنها راه جلوه بدهید
اما تخریب شخصیت هنر نمیخواهد. فکر میکنم اگر این حرف هارا مسقیم هم بزنید همان نتیجه ای حاصل شود که با هدف قرار دادن داریوش فرهنگ به آن رسیدید ، جمعی از هم فکرانتان دست میزنند و مایع مسرت است .