هنرمند و اهل پیله!/یادداشت احمد زیدآبادی در واکنشها به هجمهها به همایون شجریان و علیرضا قربانی
سرنا_ احمد زیدآبادی روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی اصلاحطلب، در یادداشتی که در کانال تلگرامیاش منتشر کرده است درباره انتقادها به همایون شجریان و علیرضا قربانی نوشته است.

پیرو حضور همایون شجریان و علیرضا قربانی دو تن از هنرمندان شهیر کشورمان در ایرانمال، یکی از «اهل پیله» همین سوژه را در ارتباط با هنرمند دیگر به نام «قاف» پیگیری کرده است به شرح زیر:
اپیزود اول: اهل پیله: جناب! میبینم که پشتِ فرمان نشستهای و گاز میدی؟ قاف: خب میگی چه کار کنم؟ اهل پیله: یعنی تو نمیدونی این طبقۀ بالای بزرگراه صدر به چه قیمتی ساخته شده و چه هزینهای به دوش مردم تحمیل کرده؟ قاف: یه چیزای شنیدم چطور مگه؟ اهل پیله: خب اگه شنیدی چرا توش رانندگی میکنی؟ قاف: یعنی میگی نباید از اینجا رد شم؟ اهل پیله: نه، نباید از اینجا رد شی! تو با رانندگی در این بزرگراه به ساخت اون مشروعیت میدی؟ قاف: حالا که این ساخته شده، یعنی تو میگی باید با کلنگ به جونش بیفتیم و تخریبش کنیم؟ اهل پیله: هیچکس همچین انتظاری از تو نداره، ولی لااقل میتونی که بهش مشروعیت ندی! قاف: باشه عزیزم! از این به بعد از اینجا رد نمیشم تا از مشروعیت بیفته!
اپیزود دوم: اهل پیله: میبینم که خوب لقمه میگیری؟ قاف: پس رستوران اومدهام که چه کار کنم؟ اهل پیله: تو میدونی این رستوران مال کیه؟ قاف: نه از کجا بدونم؟ اهل پیله: خب اگه نمیدونی من بهت می گم! اینجا مال او یارو رانت خوره! قاف: خب این چه دخلی به من داره؟ اهل پیله: یعنی چه که دخلی به تو نداره! همین شماها هستین که مییان اینجاها و پول بیزبون رو میریزن تو حلقوم این گردن کلفتای فاسد! قاف: راستش من چون اینجا یک کم ارزونتره و غذاش هم بهتره مییام! اهل پیله: بله! همینه دیگه! همیشه دنبال کلفتی نون هستین و نازکی کار! قاف: خب، حالا میگی چه کار کنم؟ اهل پیله: خیلی ساده، دیگه نیا! قاف: به نظر شما از این به بعد کدوم رستوران برم که مالکش رانت خور نباشه! اهل پیله: من چه میدونم! اصلاً هیچکدمشون! حالا مگه حتماً باید بری رستوران؟
اپیزود سوم: اهل پیله: گریه هم که کردهای! قاف: خب، از دوستای نزدیکم بود، خدا رحمتش کنه! اهل پیله: اینکه رو این صندلی شق و رق نشستهای میدونی اینجا کجاست؟ قاف: خب، مسجدِ دیگه! اهل پیله: نگاهی به دور و برت بنداز! به نظرت همه چیز عادیه؟ اون حاج آقاهه فکر میکنی چه جوری اینجا را ساخته؟ قاف: راستش من فقط اومدم اینجا مجلس ترحیم دوستم! اهل پیله: یعنی اصلاً برات مهم نیست که محل مجلس ترحیم کجا باشه؟ قاف: مجلس ترحیم را که تو کاباره برگزار نمیکنن! تو مسجد میذارن دیگه! اهل پیله: و تو هم همین طور سرِ تو میندازی پایین و مییای ها؟ قاف: یعنی میگی نیام؟ اهل پیله: اول باید تحقیق کنی که اونجا چه جوری ساخته شده! قاف: خب اینجوری که من تحقیق کردم همۀ این آثار باستانی مثل اهرام ثلاثه، عالیقاپو، گنبد سلطانیه همینطوریها ساخته شدن! یعنی میگی اونجاها هم نریم؟ اهل پیله: حالا اونا مال قدیمه! کارش نمیشه کرد! خواستی برو!
اپیزود چهارم: اهل پیله: میبینم که تو پارک خوش قدم میزنی؟ قاف: اِ بازم تویی! من امروز اصلاً حوصله ندارم! اهل پیله: این رفتار چاله میدونی چیه مرتیکۀ بیادب؟ تو غلط میکنی که حوصله نداری؟ اگه حوصله نداری چرا اسم خودت را گذاشتی هنرمند؟ چرا این همه دم از دمکراسی و حقوق بشر و گفتمان(!) میزنی؟ صبر کن! یه آشی برات بپزم که حالت جا بیاد! تمام پتههات را به آب میدم! مینویسم کجاها میری!
منبع: خبرآنلاین
دیدگاه